5 ماهگی
دخترم 120 روزه شد و وارد 5 ماهگی شد. عزیزم ماشاا.. داری تپل میشی خدارو شکر که شیر خشک بهت ساخت ولی مامان جون شیر مامان رو هم بخور. فقط میترسم یوقت دیگه شیر مادرو نخوری .البته هنوز مکیدنت حتی با شیشه شیر م خیلی بده . عزیزم من و بابا حامد خیلی دوست داریم. بابا میگه دوست دارم دخترم یه نویسنده بزرگ بشه. خلاصه برات خیلی نقشه ها و آرزو ها داریم که انشاا... به همشون یکی یکی دست پیدا میکنی. دخترم تا عید 1 ماه دیگه بیشتر نمونده و هوا خیلی سرده. 5 شنبه با بابایی رفتیم پاساژ تیراژ و بوستان .تو هم توکالسکه داشتی همه آدمارو با تعجب نگاه میکردی. هر کس میدیدت ازت خوشش میومد ماشاا.. لپت خلیی بامزست .هر کس میرسه لپت رو میکشه. .gif)
دیروز تولدم بود بابا حامد که میدونست عاشقه چی شدم همون رو که یه ساعت خوشگل بود خرید. و یه جشن کوچیک 3 نفره گرفتیم.
عزیزم وقتی گریه میکنی تو گریه هات انگار منو صدا میکنی .ما ما ما ما ما ما





دختر نازنینم دوستت دارم.


5 ماهگی
